کتاب «بی نشان» در لرستان نقد و بررسی شد

04:000

نشست تخصصی بررسی و نقد کتاب «بی نشان» با عنوان «خاکریز کلمات ۲» برگزار شد.


به گزارش روابط عمومی حوزه هنری، از سوی واحد فرهنگ و مطالعات پایداری حوزه هنری لرستان به مناسبت گرامیداشت هفته کتاب و کتابخوانی؛ نشست تخصصی بررسی و نقد کتاب (بی نشان) با عنوان «خاکریز کلمات ۲» با حضور دکتر احمد کنجوری، سارا مهرآرا و نویسندگان فرحزاد جهانگیری و نسترن دالوند و جمعی از نویسندگان برتر و فعالان حوزه تاریخ شفاهی و ادبیات پایداری لرستان برگزار شد.

در این نشست فرحزاد جهانگیری نویسنده اثر در خصوص ایده و نحوه تالیف اثر و دکتر احمد گنجوری منتقد و استاد دانشگاه و سارا مهرداد از نویسندگان لرستانی؛ پیرامون نقاط قوت و‌ ضعف؛ ویژگیهای ساختاری و مباحث فنی اثر مباحثی را بیان داشتند.

کتاب بی‌نشان، سرگذشت یکی از آزادگان سرافراز لرستانی «امامعلی کونانی» را روایت می کند که دوران جوانی خود را به صورت گمنام در زندان‌های مخوف عراق سپری کرده وزندگی‌اش، به نوعی با زندگی یک شهید گمنام گره خورده است. ولی آنچه در این بین مهم است، روحیه ایثار، فداکاری، مقاومت و از خودگذشتگی است که در زندگی همه اهالی جبهه و جنگ، به وضوح مشخص است.

کتاب بی نشان توسط فرحزاد جهانگیری و مصاحبه و پژوهش نسرین دالوند در ۲۳۲ صفحه رقعی توسط انتشارات سوره مهر به چاپ رسید.

سارا مهرآرا یکی از نویسندگان لرستانی پیرامون کتاب «بی نشان» گفت: کتاب با یک تعلیق مناسب آغاز شده است. مردی که به اصرار خود مادر را راهی می کند تا قبرش را ببیند! در ادامه ما با سوژه ای مقابل هستیم که به سادگی هر چه تمام تر زندگی خود را روایت می کند. روایتی که عاری از هر شاخ و برگی سراسر ماجراست. ماجرا بدین گونه است که امامعلی کونانی که فردی بسیار ساده و از خانواده ای معمولی از کودکی در مسیر انقلاب قرار می گیرد و به زعم خود بارها و بارها بابت دفاع از میهن هزینه می پردازد؛ از تنبیه در کلاس درس گرفته تا اسارت و مفقودالاثر شدن در جوانی؛ خانواده وی به خاطر شباهت زیاد یک شهید دیگر به جای پسرشان او را تدفین و خاکسپاری می کنند. این در حالی ست که در این سو مادر قلبا معتقد است پسرش زنده است و بارها او را یاد می کند و در سوی دیگر فرزند هر پنجشنبه به سایر اسرای هم بند خود اذعان می دارد که بوی سیب و حلوا به مشامش می رسد و هم بندان حرف های او را باور نمی کنند. دست آخر وقتی امامعلی بعد از تحمل دوران اسارت بر می گردد با دادن نشانه به پدرش ثابت می کند که خودش است و پدر با به آغوش کشیدنش از زنده بودن وی دلگرم می شود، مابقی ماجرا ادامه زندگی و خاطرات وی از ادوار مختلف زندگیش است.

آنچه این روایت را منحصر به فرد کرده روایت بی غل و غش راوی است به گونه ای که به نویسنده اجازه هیچ گونه دخل و تصرفی در متن نمی دهد. از طرفی با توجه به حادثه های شگفت انگیزی که برای راوی رخ می دهد از ظرفیت بالایی برای پرداخت و داستانی تر شدن آن بر خوردار است. به طوری که پیشنهاد می شود در چاپ های بعدی حتما با الزام به ژانر داستانی(با توجه به بسیاری از المان های جذاب روایت) پرداخت و ویرایش ویژه ای صورت بگیرد.

از نکات بارزی که نویسنده از آن استفاده کرده است نقل روایت موازی با روایت های خارق العاده آقای کونانی است که ضمن راستی آزمایی گواهی بر صحت ماجرا از زبان اطرافیان وی است. از همسر و هم رزم و هم بند و…. در آخر پیشنهاد می شود در ویرایش بعدی کتاب حتما نسبت به اصلاحات دستور زبانی اقدام شود.

در آغاز این کتاب می خوانیم: «با صدای اذان چشم هایم را باز کردم و تند سرجایم نشستم. یک لحظه احساس کردم در مکانی ناآشنا هستم. چند بار پلک هایم را به هم زدم تا خواب از سرم پرید و هوشیار شدم. اطرافم را با دقت نگاه کردم. نه اینجا اتاق خودم در طبقه بالای خانه پدری بود. این احساس که در جای غریبی هستم در این چند شب همراهم بود‌. بلند شدم و به داخل حیاط رفتم. کنار حوض آب نشستم و دستم را داخل آب کردم. خنک بود با حرکت دستم امواجی را روی آب به وجود آوردم همین طور که دستم درون حوض بود یاد دو سال گذشته ام افتادم که حسرت گرفتن یک وضوی درست و حسابی به دلم مانده بود…»

انتهای پیام/


بدون دیدگاه

پاسخ دهید

فیلدهای مورد نیاز با * علامت گذاری شده اند