نگاهی به قيام خونین ۱۷ شهريور در کتاب «تاریخ انقلاب اسلامی در چهارمحال و بختیاری»

06:0020

در کتاب «تاریخ انقلاب اسلامی در چهارمحال و بختیاری» تولید حوزه هنری این استان، خاطراتی از قيام خونین ۱۷ شهريور ۱۳۵۷ و بازتاب آن در چهارمحال و بختیاری نقل شده است.

به گزارش روابط عمومی حوزه هنری چهارمحال و بختیاری، کتاب «تاریخ انقلاب اسلامی در چهارمحال و بختیاری» نوشته قاسم فتاحی و داراب ظفریان در سال ۱۳۹۸ از سوی حوزه هنری استان منتشر شده است. این کتاب در دو جلد و یک هزار صفحه کلیاتی در خصوص شناخت منطقه چهارمحال و بختیاری از ابتدا تا عصر صفویه، چهارمحال و بختیاری از صفویه تا تشکیل حکومت پهلوی، چهارمحال و بختیاری در دوران پهلوی اول و دوم، چهارمحال و بختیاری و نهضت اسلامی امام خمینی (ره)، چهارمحال و بختیاری در سال های مبارزه با رژیم شاهنشاهی و چهارمحال و بختیاری در پیروزی انقلاب اسلامی می پردازد.

مطلب زیر نقلی از جلد دوم این کتاب درباره قیام ۱۷ شهریور است که با هم می خوانیم.

۱۷ شهريور سال ۱۳۵۷ يكى از روزهاى مهم و سرنوشت‏ ساز در تاريخ انقلاب ايران است. در اين روز كه خونين ‏ترين روز در جريان مبارزات انقلابى مردم ايران عليه حكومت پهلوى بود، اتفاقاتى رقم خورد كه تا حد زيادى سرنوشت رژيم شاه را تعيين كرد. به نوشته بخش انگليسى روزنامه لوموند، «آنچه كه روزها بود با وحشت در انتظارش بوديم فرا رسيد، تهران و يازده شهر ديگر صبح روز جمعه هشتم سپتامبر [۱۷ شهريور] چشم خود را بر روى حكومت نظامى باز كرد. به دنبال انعكاس موفقيت تظاهرات دوشنبه ۴ سپتامبر [۱۳ شهريور] و پيروزى واقعى سازمان دهندگان راهپيمايى طولانى هفتم سپتامبر [۱۶ شهريور] كه محافظه‏كارترين ناظران، شركت كنندگان در اين تظاهرات را يك و نيم ميليون رقم زدند، گرد هم جمع كنند. حكومت مجبور بود از خود عكس ا‏لعملى نشان دهد و گرنه آبرويش مى‏رفت. دولت، حكومت نظامى را صبح روز جمعه اعلام كرد… روز جمعه صبح وسايل نقليه سنگين نظامى در شاهراهها و نقاط حساس پايتخت مستقر شده سربازان كلاهخود بر سر اسلحه‏هاى خودكار خود را بسوى رهگذران نشانه گرفتند، آنچنان كه گويى مصمم به شليك هستند – شب قبل از روز جمعه تعداد قابل ملاحظه‏اى از سربازان عملاً تمام قسمت‏هاى ميدان ژاله را با تجهيزات كامل محاصره كرده بودند. اين ميدان [ميدان ژاله] اخيرا به يادبود حادثه خونين آخر ماه رمضان ميدان شهدا ناميده مى‏شود. قرار بود در همين ميدان برنامه روز جمعه هشت سپتامبر [۱۷ شهريور] انجام شود. با وجود برقرارى حكومت نظامى بيش از پنج هزار نفر تظاهر كننده صبح زود روز جمعه در مقابل سربازان جمع شده بودند، در حالى كه سينه‏هايشان را شجاعانه بر روى گلوله‏ها و توپ و تانك باز كرده بودند. صداى تيراندازى‏ها از منطقه‏اى شنيده شد كه وسايل تسليحاتى راه را سد كرده بودند و اجازه ورود به هيچ كس نمى‏دادند.

تظاهرات روز ۴ سپتامبر [۱۳ شهريور، عيد فطر] كه در تاريخ ايران بى‏نظير بوده رژيم را لرزاند. تظاهرات روز ۷ سپتامبر [پنج‏شنبه ۱۶ شهريور] سيلى محكمى به صورت شاه بود. امپراتور روز قبل به مسئولين قانون و نظم امر كرده بود كه از همه قدرت ممكن براى جلوگيرى از میتینگ‏هاى غير قانونى استفاده كنند.»

خبرنگار روزنامه گاردين نيز گزارش مى‏دهد: «فاجعه درست در ساعت ۲۰/۹ دقيقه روز جمعه در ميدان ژاله اتفاق افتاد، سربازان به سوى جمعيتى حدود پنج هزار نفر از زن و مرد و جوان كه معترض به رژيم شاه بودند آتش گشودند. براى رژيم ايران اين يك شانس بزرگ است كه تظاهر كنندگان معمولاً غير مسلح هستند، در آن روز هم تظاهر كنندگان بر روى آسفالت خيابان با آرامش بسيار نشسته بودند و شايد باور نكردنى باشد كه عده‏اى از وضع حكومت نظامى كه فقط در دو ساعت قبل شروع شده بود، بى‏خبر بودند. »

بنابراین تنها چهار روز پس از عيد فطر بود كه يكى از نقاط عطف تاريخ انقلاب اسلامى، يعنى قتل عام تظاهر كنندگان تهرانى در ۱۷ شهريور در ميدان ژاله تهران به وقوع پيوست. بر اساس گزارش ساواك، بازاريان بروجن براى محكوم كردن اين اقدام رژيم، به تبعيت از بازاريان شهرهاى همجوار اصفهان و شهرضا به تعطيلى يك روزه مغازه‏هاى خود اقدام كردند و بدين وسيله نفرت خود را از اعمال رژيم ابراز كردند.

در شهریور ۵۷ همچنین شاهد واکنش های مردمی به شهادت «سید علی اندرزگو» در استان هستیم. سيد على اندرزگو مشهور به «شيخ عباس تهرانى» از اعضاى هيأت‏هاى مؤتلفه اسلامى و از مبارزين فعال عليه حكومت پهلوى، كه از سال ۴۳ و به اتهام مشاركت در ترور «حسنعلى منصور» نخست وزير وقت، تحت تعقيب قرار داشت، پس از ۱۶ سال زندگى و مبارزه مخفى در شهريور ۵۷، با رگبار مسلسل مأمورين ساواك به شهادت رسيد. اين موضوع باعث واكنش‏هاى ضد رژيم در نقاط مختلف كشور گرديد. بر اساس گزارش سرگرد خرسندى فرمانده «هنگ ژاندارمرى شهركرد ركن ۲» به «فرماندهى ناحيه ژاندارمرى اصفهان ركن ۲»، «… در مورخه ۱۹/۶/۲۵۳۷ به وسيله مأمورين ستاد هنگ تعداد هشت برگ اعلاميه مضره به عنوان شهادت على اندرزگو (شيخ عباس تهرانى) در پارك رضاشاه كبير [ملت] واقع در شمال شهركرد پيدا مى‏نمايند…»

مسعود معتمدی از فعالان سیاسی، فرهنگی استان در دهه ۵۰ در مورد ارتباطات نیروهای انقلابی استان و آغاز فعالیت های علنی مردمی علیه حکومت پهلوی می گوید: «… قبل از اين كه در شهركرد خبرى باشد ما براى تظاهرات به تهران مى‏رفتيم در آن زمان ما خط و خطوط خاصى نداشتيم با دانشجويان و اساتيد و گروههاى فدايى و مجاهدين مى‏رفتيم، و شعارها را با خودمان به شهركرد مى‏آورديم. در ۱۷ شهريور ۵۷ سياوش كسرايى شعر «ژاله خون شد…» را گفت و ما آن را به شهركرد آورديم. رحمن استكى از دوستان صميمى من در سال‏هاى ۴۹ و ۵۰ بود و من مجله مكتب اسلام را مشترك شدم. مكتب اسلام را آقاى سجادى در مغازه‏اش توزيع مى‏كرد. دوستى ما ادامه داشت تا زمانى كه من پان ايرانيست شدم و دفتر حزب را در شهركرد داير كردم. ديگر روابط من و رحمن زاويه گرفت.»

به گفته احمدرضا بسیج، «اولین شعارها را در این ایام[شهریور ۵۷] من و محمدعلی صادقی با ماژیک روی دیوار خانه آقای پایدار نوشتیم.»

در دهه پایانی شهریور فعالیت های انقلابی در مناطق مختلف استان هم چنان با شور و حرارت بسیار دنیال می شد. ساواك استان در تاریخ ۲۲ شهريور،۵۷ با ارسال گزارشى به اداره كل سوم ساواك كشور، با نقل قول از اظهارات «مصطفى توفيقيان» مسئول امور تربيتى شهرستان بروجن مبنى بر اين كه قرار است در روز ۱۵ شهريور ۵۷ تظاهرات عظيمى در بروجن برپا گردد. پيش‏بينى‏ها و مراقبت‏هاى لازم را به عمل آورد، و برابر اعلام ساواك بروجن، «ساعت ۱۸ روز مذكور حدود ۱۵۰ نفر پس از بازگشت از مراسم ترحيم از گورستان ابتدا مبادرت به شعار جاويد شاه و سپس شعارى عليه دولت نموده كه با مشاهده مأمورين متفرق گرديده اند… »

بر اساس گزارش ساواك استان در تاريخ ۲۲ شهريور ۵۷، دو نفر از اهالى فارسان به نام‏هاى «عبدالرحيم اميريان» و «رضا قلى اميرى»، «…تحت تأثير عوامل مخالف قرار گرفته و در بعضى مواقع اظهاراتى عليه قانون اساسى و سلطنت مشروطه بيان مى‏ کند… »

همچنین در ۲۵ شهريور ۵۷، ساواك استان با ارسال يك برگ خبر به فرماندهى ژاندارمرى شهركرد از انجام تبليغات شبانه عليه رژيم شاه در روستاهاى بخش كيار گزارش مى‏دهد:

«برابر اطلاعات واصله هر شب از ساعت ۲۰ تا ۲۱ چهار دستگاه اتومبيل (ژيان، نيسان، تويوتا، لندور) كه روى آنها بلندگو نصب شده در قراء سرتشنيز، خيرآباد، موسى‏آباد، خراجى ضمن تبليغات سوء اهالى را دعوت به اخلال و اغتشاش مى‏ کند.».

انتهای پیام/


بدون دیدگاه

پاسخ دهید

فیلدهای مورد نیاز با * علامت گذاری شده اند