به مناسب هفتمین روز درگذشت
مظفری یاد مرحوم «امیرعلی مصدق» را گرامی داشت/ مختصر عرضه حال است چه پنهان از تو

03:000

مرحوم امیرعلی مصدق شاعر آیینی، ۳۰ مرداد در سن ۶۵ سالگی بر اثر ایست قلبی درگذشت.

به گزارش پایگاه خبری حوزه هنری، مهدی مظفری ساوجی شاعر و پژوهشگر، به مناسبت هفتمین روز درگذشت مرحوم امیرعلی مصدق، طی یادداشتی یاد و خاطره ایشان را گرامی داشت. در ادامه، یادداشت کوتاه مظفری را می‌خوانید:

امیرعلی مصدق، شاعر و پژوهشگر نازنین معاصر هم آسمانی شد. با آقای مصدق از سال‌های دور، از حدود ۱۳۸۳ روابط و مراوداتی داشتم و همواره در دیدارهایی که با هم داشتیم، مباحثاتی در باب شعر و ادبیات قدیم و جدید صورت می‌گرفت؛ به‌خصوص در ایام ماه مبارک رمضان یا دهه معزز و معزای محرّم هر سال، به‌ اتفاق خانواده مهمان و میزبان هم بودیم. انسان بسیار شریف و نازنینی بود و همنشینی و دَمنشینی با ایشان همیشه برای من مغتنم. در سال ۱۳۸۵ نیز به‌ اتفاق جمعی از شاعران معاصر برای بزرگداشت مولانا جلال‌الدّین محمد بلخی، ده‌ روزی را در ترکیه و قونیه به‌سر بردیم‌ و از آنجا که ایشان زبانشان ترکی بود و بیش‌وکم با زبان ترکی استانبولی هم آشنا، به‌جز زیارت مولانا با هم به خیلی از جاهای دیدنی استانبول و آنکارا سر زدیم. شب‌ها هم تا دیروقت به گفت‌وشنید درباره شعر و ادبیات می‌گذشت. عکس‌های آن سفر در آرشیوم موجود است که شاید بعدها منتشر شود.

عکس‌هایی هم از دیدار خودم و ایشان با استاد مظاهر مصفا دارم که آن‌ها را هم باید یک‌روز منتشر کنم. تاریخ عکس‌ها احتمالاً اواخر دهه هشتاد است. با هم به نمایشگاه کتاب رفته بودیم و از آنجا که منزل استاد مصفا نزدیک مصلی، محل برگزاری نمایشگاه کتاب تهران بود، تماسی با جناب استاد مصفا گرفتم و رخصت خواستم تا خدمتشان برسیم‌. بعداً البته گفت‌وگوی مفصلی با استاد مصفا انجام دادم که در کتاب «آفاق و اسرار عزیز شب» منتشر شد. هم استاد مصفا و هم استاد مصدق از معدود انسان‌های شریفی بودند که هرگزم نقششان از لوح دل و جان نرود. ختامه مسک این چند کلمه غزلی است از امیرعلی مصدق که در سال ۱۳۷۱ سروده:

سینه پُردرد و ملال است چه پنهان از تو

دولتم رو به زوال است چه پنهان از تو

خوردنِ باده حرام است ولی خوردنِ خون

سخت در سوق حلال است چه پنهان از تو

قامت از بارِ گرانی شده خَم مردم را

قد ما نیز هلال است چه پنهان از تو

خونِ ما را سرِ بازار بریزند و کسی

نیست پرسد چه قتال است چه پنهان از تو

بینِ مسکین و غنی فاصله بی‌حد شده است

جانِ ما، جای سؤال است چه پنهان از تو

این نه قیل است و نه قال است، خدا می‌داند

مختصر عرضه حال است چه پنهان از تو

قُفل بر لب مزنیدم که کلید درِ صبح

بانگِ تکبیر بلال است چه پنهان از تو

این غزل، در کتاب غزل اجتماعی معاصر، مهدی مظفری ساوجی، انتشارات نگاه، چاپ سوم، ۱۳۹۵، جلد ۳، صفحه ۱۷۶۰ منتشر شده است.

گفتنی‌ است؛ امیرعلی مصدق ۳۰ مرداد در سن ۶۵ سالگی بر اثر ایست قلبی درگذشت. از آثار امیرعلی مصدق می‌توان به «گزیده ادبیات معاصر شماره ٨٥»، «با اجازه عشق»، «تصحیح دیوان سلمان ساوجی» و … اشاره کرد.

امیرعلی مصدق در فروردین ١٣٣٥ در تهران متولد شد. وی کارشناس رشته مدیریت بود و با وجود اینکه شعرسرایی را از نوجوانی آغاز کرده بود، در سال ۱۳۵۹ به جمع شاعران حوزه هنری پیوست. این شاعر پس از آن کارشناس و عضو شورای شعر حوزه و سپس کارشناس و عضو شورای شعر و موسیقی صداوسیما شد.

انتهای پیام/


بدون دیدگاه

پاسخ دهید

فیلدهای مورد نیاز با * علامت گذاری شده اند