شب شعر «آیه‌های زندگی» به یاد کودکان شهید افغانستان برگزار شد

08:000

شب شعر «آیه‌های زندگی» با هدف گرامیداشت یاد و خاطره کودکان مظلوم مدرسه «سیدالشهداء» با حضور جمعی از شاعران مطرح افغانستان و ایران در حوزه هنری برگزار شد.

به گزارش پایگاه خبری حوزه هنری، مراسم شب شعر «آیه های زندگی» به‌منظور هم‌دردی با واقعه تروریستی مدرسه سیدالشهدای افغانستان با حضور جمعی از شاعران مطرح افغانستان و ایران ۳۰ اردیبهشت‌ماه در تالار مهر حوزه هنری با اجرای محمدسرور رجایی مدیر دفتر تهران خانه ادبیات افغانستان برگزار شد.

رضا اسماعیلی اولین شاعری بود که در این مراسم به شعرخوانی پرداخت. اسماعیلی ضمن ابراز تأسف از رویدادهای ناگوار این روزهای افغانستان چند شعر سپید تقدیم کرد که یکی از آنها چنین است:

قسم به گل سرخ!

امروز یا فردا

این باغ سوخته

به شکوفه خواهد نشست.

قسم به گل سرخ!

بهاری سبز در راه است.

**

در ادامه نیز زهرا زاهدی از شاعران اهل افغانستان نیز یک شعر سپید تقدیم کرد. سپس حامد باقری شاعر جوان خانه ادبیات افغانستان به شعرخوانی پرداخت.

**

در ادامه این مراسم محمدمهدی عبدالهی برای شعرخوانی دعوت شد. او نوسروده‌ای را به دختران مظلوم افغانستانی تقدیم کرد.

بهار با غزلى سرخ پشت پرچین است

بخوان که داغ شقایق همیشه سنگین است

 

نگاه خیره تزویر چون شقاوت شب-

به دشت برچىِ آلاله‌هاى رنگین است

 

مگر نه اینکه خزان تیغ بر بهار کشید

بهار را چه کند آن دلى که خونین است؟

 

کدام غصه پدر را به سوگ سرخ نشاند؟!

کدام قصه، بگو شرح ماجرا این است!

 

به دست خاک سپرد آن همه شقایق را

کجاست جان پدر؟ آه دست گلچین است!

 

کنار ماهِ خدا، ماه خویش را بخشید

به دست بى‌رمقش ربّناى آمین است

 

زبان گرفته پدر رو به ماه کابلى‌اش

مسیر سرخ شهادت چقدر شیرین است!

 

قسم به منتقم خون این کبوترها

نگاه زخمى کابل سوى فلسطین است

**

الهام نجمی نیز شعری را به شرح زیر خواند:

آه ای باد خزانی، در بهاران در چه کاری؟

لاله‌های دشت برچی، پرپر از باد بهاری!

 

گرد خاک سرد آمد، روی گلبرگ شقایق

باغ کابل مانده بی‌جان، در دلش امیدواری

 

از لب دیوارهایش، خون گل‌ها قد کشیده

ای دل در خون نشسته، داغدار و بی‌قراری

 

هم زبان و هم دلم با، دردت‌ ای همسایه آری

می‌رسد یک روز آخر، از خدایت دست یاری

 

غم‌شریکیم ای عزیزان، در غم این داغ سنگین

می‌رسد روزی به پایان، آخرش این سوگواری

*

علی‌محمد مؤدب از شاعران پیشکسوت شعر پارسی نیز با حضور در شب شعر «آیه‌های زندگی» به یاد کودکان شهید افغانستان شعر خوانی کرد:

چون پیکری شکسته که بر خاک ریخته است/ جغرافیای ما به کجا می‌گریخته است

تاریخ شرق با غم و با زخم ساخته/ با نام زخم هستی خود را شناخته

مثل تنی که خسته و بی‌تاب زخم‌هاست/ ما آن هویتی‌ایم که در قاب زخم‌هاست

با زخم باز حافظه شرق جان گرفت/ ما را کجا از این غم مهلک توان گرفت

این غنچه‌های سوخته در باد چیستند/ این دختران ریخته بر خاک کیستند

افتاده مثل کاشی از ایوان بخت شرق/ این دختران سوخته در پایتخت شرق

طرحی دوباره از غم این خاک خسته‌اند/ افتاده مثل کاشی از ایوان شکسته‌اند

هرچند زخمه‌های خراسان زخمی‌اند/ چوب تپش به پیکر این جام زخمی‌اند

با زخم زنده‌ایم به امید خنده‌ها/ شاید که باز بال گشاید پرنده‌ها

لبخندها گریخته از چهره‌ها/ ببین این دختران سوخته را ای خدا

ببین این گلرخان که داغ دل هرچه عاشقان‌اند/ مکتوب روضه‌ها و دعاهای مشرق‌اند

یارب مباد جز به تو روی دعای ما/ ما را به ما نشان بده با زخم‌های ما

** ***

سید ضیاء قاسمی نیز در این نشست در ارتباطی مجازی به شعرخوانی از کشور سوئد پرداخت:

گاهی پدر شدیم و پسر را گریستیم

گاهی پسر شدیم و پدر را گریستیم

 

هر روز و شب، درست چهل سال می‌شود

ساعات تلخ پخش خبر را گریستیم

 

هر دم به خون خویش فتادیم و ساختیم

هی قبر تازه کوه و کمر را، گریستیم

 

مادر شدیم و از پس هر زخم انفجار

هی چشم‌های مانده به در را گریستیم

 

در خون نشست روسری دختران‌مان

رخساره‌گان قرص قمر را گریستیم

 

بعد از تو روزگار همانی که بود، ماند

هر سال ما قضا و قدر را گریستیم

 

بعد از تو نیز مثل خودت عاصی عزیز!

«شب را گریستیم، سحر را گریستیم»

**

علیرضا قزوه نیز با ارتباط مجازی از هندوستان در این مراسم شعرخوانی کرد:

از حال من پرسیده‌ای؛ حالم کجا خوب است

در کابل استی؟ حال کابل جان ما خوب است ؟

 

هول می‌شود آدم نپرسیدم خودت خوبی؟

قربان دادرجانکم! حال شما خوب است؟

 

آنجا شنیدم کوچه‌هایش غرقه در اشک‌اند

سید! چه می‌گویند؟ حال کوچه‌ها خوب است ؟

 

دیروز مشتی شمر توی کربلا بودند

امروز اما حال شهر کربلا خوب است

 

گفتی دعا کن حال شهرم خوب تر باشد

بسیار محتاج دعا هستم ،دعا خوب است

 

با این همه سختی و غم، با این همه اندوه

این روزها حس می‌کنم با ما خدا خوب است

 

سید! دوباره باز  موج انفجار آمد

چیزی بگو … حرفی بزن … آیا صدا خوب است ؟

 

سید سکندر! باز ما را نصفه جان کردی

ما نیز هی هستیم … این جا هم هوا خوب است

******

احمد شهریار، شاعر فارسی‌زبان پاکستانی نیز به یاد مظلومیت افغانستان تازه‌ترین سروده خود را به مردم مظلوم این کشور تقدیم کرد:

 

از زخمِ تنت آتشی افتاده به جان‌ها

بند آمده از شدتِ دردِ تو زبان‌ها

 

غم بود و الم بود و جفا بود و ستم بود

ما هرچه شنیدیم از این‌ها و از آن‌ها

 

در مدرسه این‌بار سرِ درسِ ریاضی

غلتیده به خون بود عددها به توان‌ها

 

قرمز شده دیوار و درِ مسجدِ این شهر

خون می‌چکد از حنجره‌ سبزِ اذان‌ها

 

بر بامِ فلک نیست مگر طائرِ فریاد

از خاک نخیزد مگر آواز فغان‌ها

 

پرسید که این شهر که گفتید، کجا هست؟

جایی که به پیری نرسیدند جوان‌ها

** ***

در ادامه این مراسم دکتر محسن سعیدی از شاعران افغانستانی هم شعرخوانی کرد.

** **

نصیبا مرادی از بانوان شاعر پارسی نیز در این مراسم شعرخوانی کرد:

 

امروز روز آخر تنهایی من است

حسن ختام قصه شیدایی من است

 

آغاز لحظه‌های فراموشی و سکوت

پایان دردهای «نگویایی» من است

 

جشن تولد تن رنجور و زخمی‌ام

در آخرین مراسم دنیایی من است

 

من پشت نیمکت، به خدا نامه داده‌ام

هر جمله‌ام نشانه‌ی دانایی من است

 

با خط خوش نوشته ام آیات سبز را

این خون سرخ، راز شکوفایی من است

 

دارند از صبوری من حرف می‌زنند!

تجلیل قرن‌های شکیبایی من است؟

 

مادر برای خستگی‌ام گریه میکنی؟

آرام باش! وقت تن آسایی من است

 

بابا! نگو که دخترکم زخم خورد و رفت

حالا ببین که فرصت رویایی من است

 

این لکه‌های خون که به پیراهنم نشست

تکمیل تکه‌تکه‌ی زیبایی من است

 

آوار ریخت! نام خدا را صدا زدم

لبخند او ضمانت دارایی من است

 

باید بخوابم آی! بیارید سنگ را

امروز روز آخر تنهایی من است

 

*** ****

یکی از رویدادهای جالب و جذاب این مراسم نیز قرائت دلنوشته سارا گودرزی از نویسندگان و شاعران کودک کشور بود که برای کودکان افغانستانی نوشته بود.

** *

ریحانه ابراهیم‌زاده، سیده تکتم حسینی و محمدحسین نجفی از دیگر شاعرانی بودند که در ادامه این مراسم شعرخوانی کردند.

****

در ادامه شب شعر «آیه های زندگی» عبدالرحیم سعیدی‌راد، شاعر کشورمان، در سروده‌ای برای مظلومیت دختران مدرسه سیدالشهدا(ع) در افغانستان این جنایت را محکوم کرد. سروده او به این شرح است:

 

آتش افتاده در جهان کابل

انفجارات بی‌امان کابل

 

زخم‌هایی رسیده بر جانم

آتشی تا به استخوان کابل

 

مدرسه- بمب -دانش آموزان

“دشت برچی” و ناگهان… کابل

 

غرق در خون شدند و صد پاره

آرزوهای نوجوان کابل

 

دخترانی که قبل از این بودند

غرق در مشق و امتحان کابل

 

دخترانی دوباره زنده به گور

باز در موقع اذان…کابل

 

انفجار انفجار… ای مردم

بچه‌ها، بچه‌های جان، کابل

 

رفته فریاد مادری دلخون

تا به اعماق آسمان کابل

 

ظلم داعش دوباره در افغان…

سوخت از دست طالبان کابل

 

وای من از مزار و شهر هرات!

خرد شد مثل “بامیان” کابل

****

همچنین در ادامه سلمان علی زکی و علی مدد رضوانی نیز در این مراسم شعرخوانی کردند.

****

در این مراسم محمدکاظم کاظمی در ارتباطی مجازی شعری به مناسبت شهادت دختران مدرسه سیدالشهدای دشت برچی خواند:

 

حلق سرود پاره، لب‌های خنده در گور

تنبور و نی در آتش، چنگ و سَرَنده* در گور

 

این شهر بی تنفس لَت‌خورده‌ی چه قومی است؟

یک سو ستاره زخمی، یک سو پرنده در گور

 

دیگر کجا توان بود، وقتی که می‌خرامد

مار گزنده بر خاک، مور خورنده در گور

 

گفتی که جهل جانکاه پوسیده‌ی قرون شد

بوجهل و بولهب‌ها گشتند گَنده** در گور

 

اینک ببین هُبل را، بُت‌های کور و شَل را

مردان تیغ بر کف، زن‌های زنده در گور

 

جبریل اگر بیاید از آسمان هفتم

می‌افکنندش این قوم، با بالِ کنده در گور

****

همچنین ابوطالب مظفری شاعر و پژوهشگر افغانستانی ساکن مشهد در ادامه این مراسم با سرودن شعری به این حادثه غم‌انگیز واکنش نشان داد:

 

لیلا! بیا به خانه سوی کوچه رو مکن
شهر از خطر پر است، تو سنگ و سبو مکن

چُپ باش، سربه‌زیر بمان، چادری بپوش
از جبر و از حساب، دگر گفت‌وگو مکن

مکتب نرو، کتاب نخوان، کور و کر بمان
این قدر خون به قلب منِ «غم درو» مکن

داغی نشسته بر سر داغی تو، دخترم
چاک جگر به سوزن هجران رفو مکن

هوشیار باش، کبوتر جلد هوایی‌ام
در چشم گربه خاک بزن، بق بقو مکن

فریاد ما به گوش دو عالم نمی‌رسد
کوه از صدا کر است، عبث‌های و هو مکن

خون تو فرش قرمز ملابرادر است
با خون قلبِ مادر غمگین وضو مکن

لیلا گرفت دفتر خود را و مشق کرد
فردا از آن ماست به این قصه خو مکن

****

در پایان شعرخوانی‌های این مراسم نیز زینب بیات شعرخوانی کرد.

****

اجرای قطعه «لالایی» از «عارف جعفری» ‌آهنگ‌ساز و خواننده پرآوازه افغانستان پایان‌بخش مراسم شب شعر «آیه‌های زندگی» بود.

انتهای پیام/


بدون دیدگاه

پاسخ دهید

فیلدهای مورد نیاز با * علامت گذاری شده اند