یادداشتی از محبوبه عزیزی؛
«تابستان ۱۳۶۹»، کتابی برای تمام فصول

04:130

جنگ تحمیلی علیه ما، شاید تنها جنگی باشد که خاطرات اسیران دشمن هم در کشوری که مورد حمله قرار گرفته منتشر شده است، آمار آن هم به مدد اطلاعات کتابخانه تخصصی جنگ ۷۰ عنوان است.

به گزارش روابط عمومی حوزه هنری، ۳۰ مرداد ۱۴۰۱ رونمایی کتاب «تابستان ۱۳۶۹»، تازه‌ترین اثر آقای مرتضی سرهنگی برگزار شد. یادداشت زیر به قلم محبوبه عزیزی، کتابدار کتابخانه تخصصی جنگ و دستیار تحقیق کتاب که برای این مراسم تهیه شده بود و در آنجا خوانده شد، در ادامه از نظر می گذرد؛

این کتاب روایت ۴۰ خاطره از لحظه اسارت رزمندگان ایرانی است. اگر بخواهم ابتدا آماری از این حوزه موضوعی بدهم باید بگویم در حوزه اسارت در حال حاضر حدود ۷۳۰ عنوان کتاب خاطره داریم که عموماً خاطرات آقایان هستند؛ اما در میان اینها، خاطرات خانم‌های اسیر خودنمایی می‌کنند. هر چند تعدادشان اندک است اما نشان از فرهنگی متعالی دارد که همه این زنان آزاده عزیز، دارای کتاب هستند. همچنین گفتنی است جنگ تحمیلی علیه ما، شاید تنها جنگی باشد که خاطرات اسیران دشمن هم در کشوری که مورد حمله قرار گرفته منتشر شده است، آمار آن هم به مدد اطلاعات کتابخانه تخصصی جنگ ۷۰ عنوان است.

از آمار که بگذریم، باید بگویم ایده این کتاب چند سالی در ذهن استادم، آقای سرهنگی زندگی کرده بود، تا اینکه نیمه دوم سال ۱۳۹۸ این کار شروع شد و بین کارهای دیگرشان به این پروژه هم می‌پرداختیم تا بالاخره در نیمه‌ دوم ۱۴۰۰ به اتمام رسید. به این منظور، تقریباً همه ۳۶۰ عنوان کتاب‌ خاطره تک‌نگاشت بخش اسارت در سال ۱۳۹۸ به قصد یافتن لحظه اسارت مطالعه شد و به ۱۵۰ خاطره کوتاه رسیدیم که این تعداد هم در نهایت به ۴۰ خاطره که در کتاب آمده است محدود شد.

چیزی که تجربه‌ همکاری با آقای سرهنگی در این پروژه را برایم به تجربه‌ای لذت‌بخش تبدیل کرد، بحث و گفتگوهای دو نفره‌ ما درباره ‌انتخاب لحظه اسارت از هر کتاب بود. ایشان چند ملاک و معیار در نظر داشتند:

(۱) در هر خاطره، متفاوت‌ بودن آن لحظه با خاطرات قبلی مهم بود؛ (۲) سعی شد طیف‌های متعدد راوی در این گزینش لحاظ شود؛ (۳) خاطراتی باشد که آقای سرهنگی درباره ‌راوی، نویسنده، واقعه، پشت‌پرده‌های نشر و چاپ کتاب آن، اطلاعات افزوده‌ای داشته باشد که خاطره را برای مخاطب جذاب و خواندنی‌کند.

بخش دیگری از بحث و گفتگوهای ما مربوط می‌شد به انتخاب نقطه معناداری از خاطره برای شروع و پایان. در واقع، مطلوب آقای سرهنگی این بود که گرچه در این کار لحظه‌ای از اسارت را شکار می‌کنیم، آن لحظه هم از یک آغازبندی و پایان‌بندی مناسبی برخوردار باشد و در عین حال، پیامی را به مخاطب خودش برساند.

این فقط یک ادعا نیست عنوانی که ایشان که برای هر خاطره انتخاب می‌کردند، بخش مهمی از بحث و گفتگوهای  ما بود. در نظر داشتند عنوانی انتخاب کنند که کوتاه باشد؛ زیبا باشد؛ جذاب باشد؛ متفاوت باشد؛ طوری که توجه مخاطب را به خودش جلب کند؛ بیانگر محتوای خاطره یا چکیده‌ای از خاطره باشد؛ و … . در این مسیر گاه پیش می‌آمد که متن خاطرات کمک کند عنوان خوبی انتخاب و برجسته شود.

همچنین از ویژگی‌های این کتاب فهرست‌وار به موارد زیر اشاره می‌کنم:

_ کتاب دربردارنده لحظه قطع شدن رشته زندگی معمول و متعارَف سرباز است و همچنین قاب گرفتن لحظه‌ای که زندگی در افقی نامعلومی برای او آغاز می‌شود.

_ متفاوت بودن شیوه‌ها و موقعیت‌های به اسارت درآمدن رزمنده‌ها یکی از ویژگی‌های این کتاب است که آن را از یک کتاب کشکولی که درون آن همه چیز وجود دارد، متمایز می‌کند.

_ نشان‌دادن یک الگوی معرفتی مشترک (که متأثر از باورمندی اسرای ایرانی به دفاعی‌بودن جنگ و تقدس دفاع و قرارداشتن عراق در موضع مهاجم متجاوز است و در این کتاب، مثل یک نخ تسبیح عمل کرده که همه‌ خاطرات را به رشته کشیده)، یکی دیگر از ویژگی‌های این کتاب است و لطف آن در این است که چنین اشتراکی از ورای زندگی و پیشینه‌ متفاوتی که اسرا داشته‌اند، ترسیم شده است.

_ مجموع این خاطره‌ها نشان می‌دهد ما در نگاه به جنگ، دفاع و اسارت، به‌عنوان یک موقعیت انسانی، آن‌طور که باید با دقت و وسواس و درنگ نگاه نکرده‌ایم، حال آنکه لازم است این دقت و حساسیت و جدیت وجود داشته باشد و ما نیاز به لنزهای قوی‌تری داریم که قابلیت شکار کردن و آشکار کردن لحظه‌ها و آنات را دارا باشند و چیزهایی را پیش روی مخاطبان بیاورند که با چشم معمولی، دیدن آنها شدنی نیست.

_ کتاب‌هایی مثل کتاب تابستان ۱۳۶۹ که دارای خاطراتی برگزیده و ناب، با پایان باز هستند، به مخاطبان کتاب – چه داستان‌نویس، فیلمنامه‌نویس، محقق، هنرمند و …– این امکان را می‌دهند که با خلاقیت و خیال‌پردازی، آنها را به اشکال متنوع روایت در تولیدات متنوع تبدیل کنند.

_ و درنهایت این مجموعه‌سازی‌ها و به‌گزین کردن‌ها، بسته‌های مطالعاتی آسان‌خوانی هستند که مروج کتابخوانی‌اند. با مطالعه این ۴۰ خاطره، اگر مخاطب مشتاق شود، دست‌کم، به پنج کتاب از چهل کتاب اصلی که این خاطرات از میان آنها انتخاب شده، مراجعه کند، این کتاب به مقصود خود رسیده است.

انتهای پیام/


بدون دیدگاه

پاسخ دهید

فیلدهای مورد نیاز با * علامت گذاری شده اند